♥عشق زیبا♥

♥عشق زیبا♥

به وبلاگ من خوش اومدین

من هم روزگاری عزیــــز دل کسی بودم…

به سلامتی خودم که حرفای دلم رو به کسی نگفتم . . .

به سلامتی خودم که کوه درد بودم ولی دم نزدم . . .

به سلامتی تنهایی هام که اصلا دوستشون نداشتم . . .

به سلامتی آرزوهایی که نتونستم لمسشون کنم . . .

به سلامتی عشقی که طالعش به اسم من نبود ولی هنوز دوسش دارم . . .

به سلامتی شب هایی که توی تنهایی گریه کردم ولی نمیدونستم برای چی ؟

به سلامتی عشقم که از پشت خنجر زد  و رفت . . .

سلامتی من . . . سلامتی تویی که الان اینارو خوندی و یاد عشقت افتادی . . .

 به سلامتی تویی که الان دلت گرفت . . .به سلامتی تو رفیق

 
نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت 17:12 توسط mitra joon|
 

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی
گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی
همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای
و سال ها برایش گریسته ای
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی
غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
و مرا از این عذاب رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی

نوشته شده در یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت 19:9 توسط mitra joon|
 

وقتی که با با منی با من حرف میزنی

خیلی زود رنجم خیلی حساسم

بودن  با تو مهمه واسم واسه همینم دل به تو بستم

تا آخر ِ عمر عاشقت هستم

اسمت که میاد تنم میلرزه

زندگی با تو شادیه محضه

خیلی خوشحالم که تورو دارم

هیچ چیزی با تو من کم ندارم

وقتی که با منی با من حرف میزنی

حس میکنم روی ابرام وقتی که مغروری یا تو ازم دوری

حس میکنم خیلی تنهام

خیلی زود رنجم خیلی حساسم بودن ِ با تو مهمه واسم

واسه همینم دل به تو بستم

تا آخر ِ عمر عاشقت هستم

وقتی که با منی با من حرف میزنی

حس میکنم روی ابرام وقتی که مغروری یا تو ازم دوری

حس میکنم خیلی تنهام

وقتی که اینجایی با منی تنهایی

حس میکنم غرق رویام

وقتی پیشم هستی میگی که دل بستی

نمیدونم دیگه کجام

وقتی که با منی حس میکنم روی ابرام

وقتی که مغروری حس میکنم خیلی تنهام

وقتی که با منی با من حرف میزنی

حس میکنم روی ابرام وقتی که مغروری یا تو ازم دوری

حس میکنم خیلی تنهام

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 15:47 توسط mitra joon|
اتیش میزنی...میسوزونی...خاکستر که شد ...ازش میگذری...

اما یادت باشه:

 

قبل از اینکه وارد زندگیش بشی خیلی راحت داشت زندگیشو میکرد...

تو"باعث دلواپسی هاش شدی"

 

تو"دلیل گریه های شبانش شدی..."تو"

کاش یاد بگیری"شکستن دل ادما"بزرگترین گناهه

 

وقتی به یه نفر گفتی"دوستت دارم"...از اون به بعد مسئولی

مسئولیت حرفاتو به عهده بگیر...

 

مسئولی در برابر"احساس"طرف مقابلت

اره اینجوریاس...

 

حواست باشه...

زمین گرده...

 

اگه با احساس کسی بازی کنی...

تاوانشو شاید خودت پس ندی...

 

ولی شک نکن بچه ات پس میده...

اهای ادما...

هر انسان فقط یک بار حق زندگی کردن داره...

زندگیشو ازش نگیرین...

و دیگر هیچ...

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 15:7 توسط mitra joon|

 

این طبیعت من است آدم ها را دوست دارم


اما تو را به گونه ای متفاوت از بقیه دوست دارم 

من تورا روشن دوست دارم 

تورا با چشم باز دوست دارم

تورا با گوشهایم دوست دارم

تورا آنطور که هستی و میبینم دوست دارم

واز گفتن این حقیقت هیچ نمیترسم

تورا در شعرهایم جار خواهم زد

حس نابی که به قلبم میدهی را قصه میکنم

که تمام آدم بزرگهای این شهر دودی

از قصه ناب تو بخوابند

آن وقت تمام شهر خوابندو

من.....

سیر تماشایت میکنم

آنقدر برایم نابی و آنقدر جذاب

که از تماشا کردنت سیر نمیشوم هیچ

دلم ضغف هم میرود

چقدر این حس را دوست دارد کودک درونم

وچقدر میترسم ازین احساس ناب

آخر تو که نمیدانی

هربار حسی ناب داشتم

به مرور از دستش دادم

اینبار برایت از احساسم نمیگویم

تنها سکوت میکنم و نگاه

بگذار راز بماند

بگذار سکوت خفه ام کند

اگر دلم برایت تنگ شود اشک میریزم

می نویسم

تورا شعر میکنم

تورا واژه میکنم

اما نمیگویم

مهم نیست فردا چه میشود 

مهم نیست که روزهایم را از دست بدهم 

مهم نیست که سوژه خنده مردم شوم

هیچ چیز مهم نیست

مهم اینست که تو برایم بمانی

میدانم.....بت پرستیدن مدت هاست منسوخ شده

اما من به شیوه تاریخ تورا میپرستم

در فکرم در ذهنم در دنیایی که کسی برایم باید و نباید نمیگذارد

در دنیایی که هیچ چیز زشت نیست

در دنیایی که بوسیدنت شرم های واهی نمیخواهد

آنجا...............زندگی میکنم.......وتا بتوانم دوستت خواهم داشت

دلم میخواهد توباشی

دلم میخواهد تورا اینبار ازدست ندهم

پس لال میشوم و راز را فاش نمیکنم

واز این بابت دلشادم

دلشادم که همیشه در امن ترین جای قلبم تورا

نگه میدارم

نوشته شده در شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 11:3 توسط mitra joon|

 

اون ک زندگیمه و تموم دنیامه - دلیل بودنمه همسر زیبامه

تمام قشنیگای دنیا تو چشماته 

همه ی ارزوی من خنده رو لب هاته

تو تمام زندگیمو ضربان قلبمی

با تو زندگیم شیرینه و ندارم هیچ غمــــــی

اون ک زندگیمه و تموم دنیامه - دلیل بودنمه همسر زیبامه

همه ی دنیامو میدم واسه یک لحظه بخند

عشق تو زیبا ترین عشقی ک میخوامه

مثل یک رویای شیرین توی شب خوابی

تمام بهونه ی خنده رو لب هامی

مثل پرواز قشنگ قاصدک ارومی

دنیا رو به پات میریزم بس ک تو خانومـــــی

اون ک زندگیمه و تموم دنیامه - دلیل بودنمه همسر زیبامه

اون ک زدنگیمه و تموم دنیامه 

دلیل بودنمه همسر زیبامه

همه ی دنیامو میدم واسه یک لحظه بخند

عشق تو زیبا ترین عشقی ک میخوامه

نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 12:53 توسط mitra joon|
                     

 

دارم میام پیشت جاده چه همواره

هوا چقدر بوی عطر تو رو داره

جاده چه همواره هوا چقدر صافه

شب داره موهای سیاهشو می بافه

فقط تو میفهمی امشب چه خوشحالم

از این خوشی لبریز رویایی حالم

امشب تو هم مثله خودم چه بی تابی

از شوق این دیدار اصلن نمی خوابی

از اینور جاده تا اونور جاده

میام آخه چشمات وعده بهم داده

میام که باز دستات رفیق دستام شه

دوباره تو عمق نگاه تو جا شه

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 18:41 توسط mitra joon|

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست . 

 

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع  

چنین نباشد .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان  

می شوند .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را  

آسان می شمارید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به  

آرامش می رسید .

 

اگر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان

سنگین ترین غم دنیاست .

 

به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ا 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 17:5 توسط mitra joon|
 

آروم میشم وقتی میبینمت تورو تو واسم دنیامی
از پیش من نرو
من همونی میشم که تو دلت میخواد
آخه عاشقتم
خیلی زیاد
خیلی زیاد ... خیلی زیاد
خیلی زیــاد
.
همه دنیام تو خیلی دوست دارم
اسمی رو جز تو به لب نمیارم
دار وندارم عشقم و یارم
آخه بجز تو کسی و ندارم
همه دنیام تو خیلی دوست دارم
اسمی رو جز تو به لب نمیارم
دار وندارم عشقم و یارم
آخه بجز تو کسی و ندارم
.
.
.
کنارت احساس ِ خوبی به من میده مث ِ تو هیچکسی
هیچ جایی.ندیده
واسه تو میمیرم جونمم من میدم
احساس ِ من به تو
شدیده
شدیده ... شدیده
شدیـــــده
.
.
همه دنیام تو خیلی دوست دارم
اسمی رو جز تو به لب نمیارم
دار وندارم عشقم و یارم
آخه بجز تو کسی و ندارم
همه دنیام تو خیلی دوست دارم
اسمی رو جز تو به لب نمیارم
دار وندارم عشقم و یارم
آخه بجز تو کسی و ندارم

 

نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 16:44 توسط mitra joon|
تو شب بغض و سکوتم وقتی که رو به سقوطم

تو رو دارم، تو رو دارم

وقتی دلتنگی باهامه یه غمی توی صدامه

بی‌قرارم، بی‌قرارم

کاشکی اینو می‌دونستی تویی هر شب توی خوابم

تویی تنها باور من، تویی تنها انتخابم

کاشکی اینو می‌دونستی بی تو حال بدی دارم

واسه برگشت تو هر روز، لحظه‌ها رو می‌شمارم

کاشکی اینو می‌دونستی قهر تو چه دردی داره

بی تو تابستون قلبم چه روزای سردی داره

کاشکی اینو می‌دونستی نفسم بی تو می‌گیره

اگه چشماتو نبینم دلم از غصه می‌میره

کاشکی اینو می‌دونستی

کاشکی اینو می‌دونستی

کاش می‌دونستی که دنیام با تو رنگ تازه داره

تو که نیستی شب و روزم هر دقیقه‌اش انتظاره

کاشکی احساس دلم رو، رو می‌کردم تو می‌دیدی 

کاشکی میشد روزی صد بار دست به موهام می‌کشدی

کاشکی اینو می‌دونستی بی تو حال بدی دارم

واسه برگشت تو هر روز لحظه‌ها رو می‌شمارم

کاشکی اینو می‌دونستی قهر تو چه دردی داره

بی تو تابستون قلبم چه روزای سردی داره

کاشکی اینو می‌دونستی نفسم بی تو می‌گیره

اگه چشماتو نبینم دلم از غصه می‌میره

کاشکی اینو می‌دونستی

کاشکی اینو می‌دونستی

نوشته شده در سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت 15:54 توسط mitra joon|
خدا میدونه چی به من گذشته / دلم از همه از خودم شکسته

هرچی که بوده پاشیده از هم/ مثل یه بغض درهم شکسته

خودم درارو بستم و رفتم / تو خواستی اما من برنگشتم

نفس کشیدم با نفس تو / من سنگ نبودم آخه شکستم

سخته، دلتنگی سخته / قد یه سال برام یه لحظه

تلخه، تنهایی تلخه / بی کسی بدترین درده

بسه، خودخوری بسه / تا کی شب و روز تنم بلرزه

عشقت، در حد حرفه / بودنت با من یه عادت محضه

تو بیداری چقدر کابوس دیدم / نمیتونی بفهمی چی کشیدم

باید بتونم تنها بمونم / اصلا مهم نیست رو به جنونم

اون همه عمرمو واسه تو مردمو / تو نفهمیدی شکستی غرورمو

بغضمو میشکنم واسه همیشه / این رابطه مرده درست نمیشه

اون همه عمرمو واسه تو مردمو / تو نفهمیدی دود کردی حسمو

سخته، دلتنگی سخته / قد یه سال برام یه لحظه

تلخه، تنهایی تلخه / بی کسی بدترین درده

بسه، خودخوری بسه / تا کی شب و روز تنم بلرزه

عشقت، در حد حرفه / بودنت با من یه عادت محضه

سخته، دلتنگی سخته / قد یه سال برام یه لحظه

تلخه، تنهایی تلخه / بی کسی بدترین درده

بسه، خودخوری بسه / تا کی شب و روز تنم بلرزه

عشقت، در حد حرفه / بودنت با من یه عادت محضه

تو بیداری چقدر کابوس دیدم / نمیتونی بفهمی چی کشیدم

نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 15:37 توسط mitra joon|

 

 

 

دلم تنگه برات آخه کجایی ، بگو تو مثل من طاقت نداری

دارم حس میکنم حال و هواتو

هوای هردومون بی قراری

دوباره عطر تو ، از پیرهن تو، از اون شالی که جا مونده ، میگیرم

دلم پر میزنه هرجا که باشی

بیا برگرد دارم بی تو میمیرم

 

دلم تنگه بیا برگرد ، چه سخته طاقت این درد

 

ندیدی خاطرات تو ، منو بازم هوایی کرد

 

دلم تنگه بیا برگرد ، چه سخته طاقت این درد

نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 12:3 توسط mitra joon|
سکوت کردی ولی چشمانت با من حرف میزد
دعا کردم احساست را بگویی ومن رو از رفتن باز داری فقط اگر می گفتی نرو...
سکوت کردم تا با چشمانم ازت خواهش کنم دوست نداشتم غرورم را از دست بدهم ولی قلبم به من می گفت بگویم نرو و این را می دانستم 
که بهای نگه داشتن غرورم از دست دادن توست....
خواستم با چشمانم بهت بفهمانم فقط اگر بگویی کنارم بمون برای همیشه کنارت می مانم اما چشمانت گفت غرورم را از دست نمی دهم اگر گفته بودی دوستت دارم....
دوستت دارم دوستت دارم اگر بمانی صد ها بار به تو خواهم گفت...
سکوتت مرا مجبور به رفتن کرد فقط اگر غرورت را فراموش کرده بودی ...اه ...حالا هر دو تنهاییم
وقتی رفتی چشمانم رابستم تا نبینی اشک در جشمانم جمع شده بغض کردم واشک ریختم خدا حافظ رفتی وقلب من راهم با خود بردی خداحافظ عزیزترینم بعد از دفتنت هر شب به ماه فریاد خواهم زد دوستش داشتم ولی نگفتم  

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 7:40 توسط mitra joon|

در خاطری كه "تویـی" دیگران فراموشـند ، بگذار در گوشت بگویـم

 

" میخواهمـت "

 

این خلا صه ی ، تـمام حرفهای عاشقـانه ی دنیــــاست !!!

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 9:6 توسط mitra joon|
يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد

چرا دوستم داري ؟  واسه چي عاشقمي ؟

 

دليلشو نميدونم ...  اما واقعا"‌دوست دارم 


تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني ...  پس چطور دوستم داري ؟ 


چطور ميتوني بگي عاشقمي ؟ 


من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم 

ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي

باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي، 


صدات گرم و خواستنيه، 


هميشه بهم اهميت ميدي،

دوست داشتني هستي،


با ملاحظه هستي، 

بخاطر لبخندت، 

دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد 

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت 


پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون 


عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني ؟

نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم 


گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم 


گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم 

اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم 
اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره 

عشق دليل ميخواد ؟ 


نه! معلومه كه نه !!


پس من هنوز هم عاشقتم 

عشق واقعي هيچوقت نمي ميره


اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره 
"عشق خام و ناقص ميگه: "من دوست دارم چون بهت نياز دارم"

ولي عشق كامل و پخته ميگه: "بهت نياز دارم چون دوست دارم"

سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه ...

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 18:20 توسط mitra joon|

 حتی اگر مرا از یاد ببری...

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد،

چرا که دوستت دارم... دیوانه وار عاشقت شدم،

چرا که مهربانی را در تو دیدم...

 با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی،

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم...

نه تو از عشق من دست می کشی،

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود...

 به خدا سوگند، وجودِ تو در سرنوشتِ من نوشته شده است...

 و اگر با مژگانت اشاره ای کنی، فرسنگها را خواهم پیمود...

 چرا که شبِ عشق بسیار طولانیست...

و قلبم در آرزویِ تو می سوزد...

 آنگاه که از برابرِ دیدگانم دور شوی،

خورشیدِ وجودم پنهان می گردد...

 ابرهای غم و اندوه مرا در برمی گیرد...

 و به دنیای غریبی می برند...

همیشه در قلبم حضور داری...

 عشقت زندگیم را گلباران کرده است...

تمامی این دنیا را،

 

 با قلبی پر از رمز و راز در کنارت طی کرده ام...

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 16:10 توسط mitra joon|
«تقديم به دوست عزيزم که نگاهش در تاريکي بيکسيهايم طلوع کرد»

تمام حرفهاي بي كسيم را به تو مي گويم 
تمام راه را رفتم اما بيراهه بود 
و من فكر كردم كه راه راسته
دوباره بر گشتم ‏
مهربان! متشكرم كه مهرت را بر من افكندي تا در ميانه تاريكي ببينم كه در چاه افتاده ام...
متشكرم كه دستم را گرفتي تا از زمين بلند بشم
از بابت همه محبتات متشكرم
كمكم كن براي هميشه
كمكم كن تا ديگه بيراهه نرم
كمكم كن تا دستم تو دست هر كسي نذارم
براي هميشه
براي همه عمرم
دستهايم را بگير خورشيدسان 
تا بمانم بر مدار 
عشق من...

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 16:4 توسط mitra joon|
برای عشقم دلتنگم
 
برای یک شب عاشقانه |http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|
 
برای آغوشش
 
برای نجوای دوستت دارمهایش که تا سپیده صبح هزاران بار برایم تکرار میکرد
 
دلتنگم برای عشقم
 
همان حس خوبی که فقط تو به من میدهی

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 6:32 توسط mitra joon|

خیلی وقته نفساتو کم دارم ، واسه من آخه مثه تو کی میشه

آخه کی مثل تو پاک و مهربون ، واسه من مثل فرشته ها میشه

تو یه احساس عجیبی که برام ، معنی سادگی و نجابتی

تو یه احساس قشنگی تو برام ، تو برام یه عشق با شرافتی

نزار بمونم تک و تنها ، به قلب من نفس بده

زندگی مو فقط چشات ، به من میتونه پس بده

نزار تو سایه های شب ، بدون تو تموم بشم

بیا تو دستمو بگیر ، هرچی بخوای همون میشم

 

نوشته شده در سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 6:51 توسط mitra joon|
 

اگه قلبمو شکستی ، به فدای یک نگاهت. این منم چون گل یاس نشستم سر راهت . تو ببین غبار غم رو، که نشسته بر نگاهم . اگه من نمردم از عشق تو، بدون که روسیاهم.

 اگه عاشقی یه درده ، چه کسی این درد را ندیده ، تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده. اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم ، میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم ، تو ببین به جرمه عشقت ، پر پروازمو بستند. تو ندیدی منه مغرور ، چه بی صدا شکستم. 

 

 

نخواستم عمق زخمامو بدونى            نخواستى حرف چشماتو بخونم

 توى قلبت اگ جاى ندارم                  بذار تو خاطراتت جابمونم

نوشته شده در پنجشنبه پنجم تیر 1393ساعت 23:27 توسط mitra joon|
خيلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پايين
اما يه دفعه اشک از چشات جاری بشه
 
خيلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی ، حرفش يه (( ن )) کم داشته
خيلی سخته که وقتی با هزار و يک زحمت سعی کردی خودت
رو قانع کنی که همه چيز فقط يه سو تفاهم بوده تو خيابون با يکیديگه ببينيش
 
 
خيلی سخته که کسی که تموم زندگيت رو به پاش ريختی 
با بی رحمی تموم ، تو چشمت نگاه کنه و بگه : ديگه دوست ندارم
خيلی سخته که يه عمر با خيال يه نفر زندگی کنی 
اما وقتی فهميد عاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه
 
خيلی سخته که دلت رو به کسی خوش کنی که يه دلخوشی ديگه داره
خیلی سخته اونیو که تا دیروز میخواستیش حالا فقط راضی به شنیدن صداش باشی
خیلی سخته یکی با اینکه میدونه دوسش داری بره و تنهات بذاره
خيلی سخته که هميشه مجبور باشی سخت ترين چيزها رو تحمل کنی
 
خیلی سخته بدونی بهت خیانت کرده ولی وقتی دیدیش نتونی بهش چیزی بگی
و فقط اشکات سرازیر شه تا یه بار دیگه بفهمه هنوزم دوسش داری
 
خیلی سخته زخم زبون مردمو تحمل کنی
خیلی سخته بهت بخندن و بهت بگن تنهات گذاشته
خیلی سخته با اینکه میدونی دیگه نمیاد بازم منتظرش باش خیلی سخته بغض داشته باشی و نخوای کسی بفهمه

خــــــــیلی سخته کسی رو دوست داری ، ولی اون نفهمه

خـــــــیلی سخته اونی رو که دوستش داری ، بخوای هر روز ببینی ولی اصلا نبینیش

خــــــیلی سخته دلت شکسته باشه ولی کسی نبــــــاشه باهاش حرف بزنی

خـــــــیلی سخته تو عــــــــــــاشق باشی ولی اون....اون فـــــارغ

خــــــــیلی سخته بخوای احســـــاستـــو بهش بگی ولی نتونی

خــــــــیلی سخته احســـــاستو اصلا درک نکنه

خــــــــیلی سخته یه دردی تو دلت باشه ولی علاج اون نبـــــــــاشه

خـــــــــیلی سخته اون رفته ، ولی تو منتظرش بمونی امــــا اون حتی....حتی فکر برگشتنم نیــــست

خـــــــیلی سخته اون تموم کنه ، ولـــی تو تــــــازه بخوای شــــــروع کنی

خــــــــیلی سخته وقتی داری گریه میکنی ، بخوای اون اشکاتو پاک کنه ولی پیشت نبــــــاشه

خــــــــــیلی سخته بخوای گرمــــای دستــــاشوحـــس کنی اما

ســـرمای نبــــودنش رو حس کنی ی
 
خیلی سخته یکی دیگه ازت بخواد ، باهاش باشی ، ولی نتونی 
چون حس میکنی هنوزم دوسش داری

 

 خیلی سخته ، خیلی سخته
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 21:59 توسط mitra joon|

 

یکی بود که یه زندگی بود ، قدیما پُره سادگی بود

یکی که فراموش نمیشه ، تو یادم میمونه همیشه

شبا پیش عکسش میخوابم ، نفهمید چقد داد عذابم

اومد عشقو مهمون دل کرد ، یهو رفتو دستامو ول کرد

حالا گریون ، با یه دل خون ، میزنم قدم تو بارون

کیه با اون ، به جای من ، زبر یه چتر توی خیابون

همش کار من گریه و زاریه ، بازم شب شدو وقت بیداریه

دوباره من اشک چشام جاریه ، کنارش به جای من آخه کیه

بازم تو اتاقم پُره هق هقه ، خدایا هنوز قلب من عاشقه

خودش رو اون از من چه آسون گرفت ، دوباره نگاهم رو بارون گرفت

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت 16:59 توسط mitra joon|
 

 دلم تا همیشه از ، تو جدا نمیشه 

واسه مهربونیات 
 
یه دنیا ستاره ، رو سر من میباره
 
وقتی که میمونم باهات 

پس هم زبونم باش

هم آشیونم باش

من عاشقت هستم

تو آسمونم باش

هم زبونم باش که ، عشق پا بر جاست

میخوام لحظه هامون رو 

پر کنم از احساس

زندگی کوتاست 

بهترین لحظه

شاد این باشه

که عشق پا بر جاست
نوشته شده در یکشنبه چهارم خرداد 1393ساعت 20:13 توسط mitra joon|

 

بزن بارون... ببار آروم... به رویِ پلکای خستم

بزن بارون ... تو میدونی ... هنوزم یاد اون هستم


با اینکه سرد و پژمردم ، هزار بار از غمش مردم

ولی بازم دوسش دارم ... تک و تنهاش نمیزارم


بزن بارون ... ببار آروم ... به رویِ پلکایِ خستم

دارم هر شب میام از خونه بیرون ... هوایه خونه سنگینه

من هر شعری که این روزا نوشتم ، از تو غمگینه


بازم با گریه خوابم کن ، بازم خوابه تو رو دیدم دوباره

چقد غمگینم و تنهام ، چقد میخوام که باز بارون بباره


بزن بارون ... ببار آروم ... به روی پلکای خستم

بزن بارون ... تو میدونی ... هنوزم یاد اون هستم

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393ساعت 14:27 توسط mitra joon|

فقط به عشق تو


به عشق اون چشمات


به عشق دیدنت


به عشق شنیدن صدات


تموم راهو با علاقه اومدم


قول میدم ، تا ابد ، تورو از دست ندم


فقط به عشق تو ، از خواب بیدار میشم


حس میکنم تورو بی اختیار پیشم


فقط به عشق تو ، دنیارو دوست دارم


حتی یه لحظه هم ، تنهات نمیذارم


فقط به عشق تو ، پر از محبتم


وقتی که پیشمی ، آروم و راحتم


ببین چقد برام همیشگی شدی


تنها امید من ، تو زندگی شدی


فقط به عشق تو ، دنیارو دوست دارم


حتی یه لحظه هم ، تنهات نمیذارم

نوشته شده در چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 20:18 توسط mitra joon|

فقط واسه یه لحظه عاشقم باش ، میخوام با این ثانیه دلخوش باشم


یه لحظه با تو و دیگه مهم نیست ، تا آخر دنیا اگه تنها شم


هوام تویـــی ، صدام تویی ، غم تو نگام تویی ، اون کسی که میخوام تویی ، تو ..


هوام تویـــی ، برام تویی همه ماجرا ، غمی که نمیکنه رهام تویی ، تو..


اونکه اسمش داره قلبمو می لرزونه ، تویی


حالِ بده ، دلِ بدحالمو میدونه ، تویی


اونیکه که باید بره اما نمیتونه ، منم


اونکه باید بمونه اما نمیمونه ، تویی

نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 22:13 توسط mitra joon|

حرفشم نزن بخواه جدا بشم ، راضی به این همه عذاب بشم

من برای تو سختی دیدم ، حالا میگی برم جدا بشم

کاش فقط یه ذره میشد بدونی ، کاشکی عشق و توی چشمام بخونی

ازنگاه تو چقدر شرم دارم ، من میخوام بگی که با من میمونی

کاش فقط یه ذره میشد بدونی ، کاشکی عشق و توی چشمام بخونی

همه حرفاتو زدی ، تو گوش کن

من میگم برای تو از این عشق

توی عشق منو تو ، یکی بده

یکی با تندی ، حرفاشو زده

یکی میخواد بمیره واسه اون

یکی دیگه میشه بازیچه ی اون

توی این دنیا فقط تورو دارم

با کسی جزتو کاری ندارم

حس من بهم میگه دوسم داری

هی بهونه میگیری ، بهم میگی کارم داری

من از اون چشمات ، فهمیدم دنیای توام

میدونم توام به جز من، کسی رو نداری

نوشته شده در جمعه هشتم فروردین 1393ساعت 19:32 توسط mitra joon|

(( ** پیشاپیش عید ، سال نو رو به همه دوستان عزیزم تبریک میگم ، این متن رو هم برا عید آماده کرده بودم ولی تصمیم گرفتم الان بزارم و گذاشتم ، به هر حال امیدوارم سال خوبی رو داشته باشین و بهتون خوش بگذره و از این سفره ی نو هر چی میخوایین از خدا بهتون بده . بازم پیشاپیش عید رو تبریک میگم . **))



نگاه به من نکن اینم ، یه روزی من کسی بودم


عشق تو باعثش شده ، که اینطوری ویرون شدم


آروم ِ قلب من قراره ، آروم آروم ازم جدا شه


تا زیر گریه می زنم من ، انگار که اونم از خداشه


غزال سر در گم من ، فدات بشم چرا پُری


یه جور باهام حرف می زنی ، انگار که خیلی دلخوری


بگو بذار خالی بشی ، بزن دلت خنک بشه


بزن که جای دست تو ، رو صورت من حک بشه


با سال نو چه می کنی؟ ، بی من برات قشنگ شده؟


پارسال همین موقع با هم ، اصلا دل تو تنگ شده ؟


من که از این سفره ی نو ، چیزی نمی خوام از خدا


فقط می خوام که بم بگه ، چرا شده ازم جدا


غزال سر در گم من ، فدات بشم چرا پُری


یه جور باهام حرف می زنی ، انگار که خیلی دلخوری


***********


بگو بذار خالی بشی ، بزن دلت خنک بشه


بزن که جای دست تو ، رو صورت من حک بشه


نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 12:3 توسط mitra joon|

اگه حتی یه ستاره ، تو شبت جایی نداره

به تو میرسم دوباره ، تورو تنها نمیذارم

اگه باز دلت بگیره ، رنگ دنیات بشه تیره

هیچکی دستات و نگیره ، من تورو تنها نمیذارم

از ته دلم میخونم ، تا ابد باهات میمونم

آره عشق مهربونم ، تورو تنها نمیذارم

بده دستاتو به دستام ، تویی عشق و همه دنیام

گل من نترس من اینجام ، تورو تنها نمیذارم

تویی تنها تک ستارم ، تویی عشق موندگارم

تا ابد ، تا دنیا دنیاست ، تورو تنها نمیذارم

تورو می بوسم عزیزم ، با همه عشقی که دارم

اگه دنیام زیرو رو شه ، تورو تنها نمیذارم

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 12:54 توسط mitra joon|


نباشی تو دنیا می خوام نباشه 


این روزگار روزگارش سیاشه


دلم واسه کی جز خودت فدا شه


نباشی تو دنیا می خوام نباشه


عشق تو آبروی من 


داشتنت آرزوی من


اسم قشنگت با یه بقض 


همیشه تو گلوی من 


جز تو کسی رو ندارم 


سر روی شونش بذارم


خودت می دونی نازنین 


که من چقدر دوست دارم 

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1392ساعت 17:23 توسط mitra joon|

آخرين مطالب
» بــــــــه ســــــــلامتـــی...
» اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم....
» خیلی حــــساسم...
» راحت دل میشکنی...
» تقـــــــدیــــــم به همسرم
» همـــسرم
» دارم میام پیشت
» اگر واقعا عاشقش باشی...
» دارو ندارم
» کـــــا شکـــــی!!...
Design By : ghalebeweblog.ir



کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

کُـدهــآيِ مــوسِ بوســــه

كداهنگ براي وبلاگ